چهارشنبه، تیر ۱۶، ۱۳۸۹

به گزارش شاهدان عینی : صدای هو کردن نیروی انتظامی توسط بازاریان و مرگ بر دیکتاتور می آید


اعتراضات بازاریان تهران، از صبح سه شنبه ١۵ تیرماه ۸۹ و از بازار طلا و پارچه آغاز شد، که با تعطیلی و تحصن کسبه، این نقطه مهم، نیمه تعطیل، بحرانی و دستخوش نا آرامی گردید.

بنا به گزارش شاهدان عینی و منابع خبری جرس، بازار تهران برای دومین روز از اعتراض بازاریان به دولت، همچنان در ا نا آرامی به سر می برد.

اصناف با تعطیل کردن مغازه های خود، نسبت به میزان قانون مالیات مستقیم اصناف، توسط دولت اعتراض دارند.

به گزارش جرس، این اعتراضات امروز (چهارشنبه) نیز ادامه داشت و اعتصاب بازاریان به بخش های دیگر سرایت کرد؛ که نتیجتا جمعی از بازاریان دیگر، در اعتراض به سیاستهای مالیاتی دولت، دست از کار کشیدند .

این در حالی است که تلویزیون دولتی ایران شامگاه سه شنبه اعلام کرد که “دولت هیچ برنامه ای برای افزایش مالیات نخواهد داشت.”

این گزارش حاکیست که نیروی انتظامی با بلندگو از بازایان خواست که مغازه های خود را بازکنند و به اعتصاب خاتمه دهند.

گزارش شاهدان عینی حاکیست از محوطه سرای پارچه فروشان، پاساژ قائم، بازار قماش و پرده و بازار عباس آباد صدای هو کردن نیروی انتظامی توسط بازاریان و مرگ بر دیکتاتور می آید.

گفتنی است روز گذشته رییس اتحادیه کشوری لوازم خانگی به ایسنا گفته بود: به جرات اعلام می کنم که اگر مسئولان هرچه سریع‌تر چاره‌ای نیاندیشند و تصمیم شایسته و متناسب با حال اصناف اتخاد نشود، وضع بازار بدتر از این خواهد شد.

تابستان سال ۸۷ نیز، بخش اعظمی از بازارهای تبریز، اصفهان و تهران، در اعتراض به تصمیم دولت مبنی بر اجرا و اخذ “مالیات بر ارزش افزوده”، دست به اعتصاب زده بودند؛ که در نهایت دولت آن را معلق کرد.


سه‌شنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۸۹

شلیک نکن!

سپاهی! بسیجی! برادر مسلح!

شلیک نکن!

نگاه کن، دستان مان خالی است...

ما بی سلاح می آییم...

جانمان را بر کف می گذاریم و می آییم...

نگاه کن، هیچ اسلحه ای نداریم، جز دستبندهایی سبز و دل هایی عاشق...

ما برای حقوق قانونی مان و برعلیه ظلم ظالمان می آییم...

ما برای خون های به ناحق ریخته شده ی برادران و خواهران مان می آییم...

ما برای دلهای داغدار و چشمان اشک آلود مادران فرزند از دست داده مان می آییم...

ما برای پیکرهای شکنجه دیده، خون آلود، و له شده ی اسیران مان می آییم...

فریاد ما، سکوت ما، ندای آزادی است...صدای حق خواهی است...

شلیک نکن!

به برادران و خواهران سرزمین ات شلیک نکن!

رسم جوانمردی را بجای آر...

نگاه کن، دستان مان خالی است...

ما بی سلاح می آییم...

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۸۹

راه حل هميشه در گزينه هاي پيشنهادي نيست

راه حل هميشه در گزينه هاي پيشنهادي نيست

به هنگام بازديد از يک بيمارستان روانى، از روان‌ پزشک پرسيدم شما چطور مي‌فهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟
روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب مي‌کنيم و يک قاشق چايخورى، يک فنجان و يک سطل جلوى بيمار مي‌گذاريم و از او مي‌خواهيم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان! فهميدم. آدم عادى بايد سطل را بردارد چون بزرگ‌ تر است.

روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زير آب وان را بر مي‌دارد

شما مي‌خواهيد تخت‌تان کنار پنجره باشد؟
.......................................................................................................................................
........

... 1 -
راه حل هميشه در گزينه هاي پيشنهادي نيست.
... 2 -
در حل مشکل و در هنگام تصميم گيري هدفمان يادمان نرود. در حکايت فوق هدف خالي کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پيشنهادي
... 3 -
همه راه حل ها هميشه در تير رس نگاه نيست

شنبه، فروردین ۰۷، ۱۳۸۹

سال 1389، سال ببر و استقامت





سال 1389، سال ببر... سال سبز


بر اساس تقویم چینی امسال یعنی سال 1389، سال ببر است و سال قبل یعنی سال 1388، سال گاو بود.

این مساله مرا به یاد نقش برجسته ی شیر و گاو مربوط دوران هخامنشیان معروف به «شیر گاو شکن» انداخت. که در آن شیر که نماد «بهار و گرمی» است، بر و گاو که نماد «زمستان و سردی» است، غلبه می کند، تا «گرمی» بر «سردی»، و «سبزی» بر «زردی»، پیروز شود، این تقارن به من این ایده را داد که طراحی فوق را انجام دهم منتها به جای شیر، ببر را که از یک خانواده هستند جایگزین کردم.


در دوره ی هخامنشی، تصویر های وابسته به این دو جانور در توازن با یکدیگر به وفور در نگاره ها و جزییات تزیینی تخت جمشید به کار رفته است.

برای نمونه برخی از سر ستون ها به شکل شیر یا گاو تراشیده شده اند یا در نمونه ای دیگر در میانه ی پلکان کاخ آپادانا ، داریوش یکم را می بینیم که بر تختی بلند تکیه زده و پای خود را بر روی چهار پایه ای گذاشته است. در جزییات این نگاره، خراطی پایه های تخت شاه به گونه ای نشان داده شده که به پنجه ی شیر منتهی می شود و برعکس در پایه های زیر پایی شاه، به جای پنجه ی شیر از نقش سم گاو استفاده شده است.

اوج این تقابل در نقش برجسته ای در پلکان آپادانا نمایان می شود که عده ای از آن به «مبارزه ی شیر و گاو» تعبیر کرده اند و برخی نیز آن را تصویر «شیر گاوشکن» نامیده اند، اما از اختلاف نظر در نامگذاری که بگذریم این تصویر، شیری را نشان می دهد که به گاو نری هجوم آورده و همزمان که بر گرده ی گاو سوار شده، دندان ها را در کفل آن فرو برده است؛ گاو نیز سربرگردانده و به شیر نگاه می کند.

تصویر شیری که گاو نری را از پا در می آورد، جنبه ی نمادی دارد. ایلامی های باستان ، فصل سرما را با گاو و فصل گرما را با شیر نمایش می دادند. بنابراین تصویرهای مورد بحث نمایانگر تغییر فصل،[رسیدن]...بهار و جشن نوروز است. "

مهرداد بهار می نویسد: «در اینجا متحملاً شیر مظهر مهر و روشنایی و گاو مظهر ماه است، و دریده شدن گاو به دست شیر در تخت جمشید برابر دریده شدن گاو به دست مهر در دین مهر پرستی است. وظیفه ای که بعداً در اساتیر زردشتی به عهده ی اهریمن می افتد. از کشته شدن گاو به دست شیر (مهر) برکت برمی خیزد و رویش جهان گیاهی به ویژه گیاهان دارویی آغاز می گردد.»

اما در میان همه ی اختلاف نظرها دیدگاهی که به نظر می‌رسد بر سایر نگاه ها برتری داشته باشد تفسیری است که برای این صحنه قائل به معنای نجومی می‌شود و کسانی که به آن معتقدند بیشتر به این نکته اشاره می‌کنند که هنگام بهار و در آغاز سال نو میان شیر (اسد) یا نماد خورشید و صورت فلکی گاو (ثور) همنشینی به وجود می آید

چنین تفسیری البته متکی به این پیش دانسته است که در دوره ی هخامنشی مجموعه کاخ‌های تخت جمشید، جایگاهی برای برگزاری رسمی جشن های نوروز بوده است.

محمد نوری زاد را آزاد کنید


محمد نوری زاد را آزاد کنید!


گناه او چیست؟

اتهام نوری زاد عزیز این است که می اندیشد...

اتهام نوری زاد عزیز این است که وجدان اش به خواب نرفته...

اتهام نوری زاد عزیز این است که نمی تواند در برابر ظلم سکوت کند...

اتهام نوری زاد عزیز این است که حقیقت را می گوید هر چند که تلخ است...

اتهام نوری زاد عزیز این است که زیر بار ظلم و جور نمی رود...

اتهام نوری زاد عزیز این است که حقیقت را قربانی مصلحت و آسودگی اش نمی کند...

اتهام نوری زاد عزیز این است که آگاه است...

اتهام نوری زاد عزیز این است صادق و ساده و بی ریاست...

اتهام نوری زاد عزیز این است مؤمن واقعی است...

اتهام نوری زاد عزیز این است که شجاع و بی باک است...

اتهام نوری زاد عزیز این است که آزاده است، یک آزاده ی واقعی...

اتهام نوری زاد عزیز این است که قلم اش عرصه ی ظالمان و خودکامگان را به لرزه می افکند...

اتهام نوری زاد عزیز این است که انسان است...یک انسان واقعی!

درود بر شرف و مردانگی ات نوری زاد عزیز

جمعه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۸

سال 89، سال «صبر و استقامت»، بر تو و بر همه ی ایرانیان سبز اندیش، سبز و مبارک و پیروز باد

میر حسین عزیز ، ای رهبر سبز ما

سال 89، سال «صبر و استقامت»، بر تو و بر همه ی ایرانیان سبز اندیش، سبز و مبارک و پیروز باد

از تو به خاطر اینکه یکسال را لحظه به لحظه با ما و در کنار ما مردانه ایستادی و اندکی از خواسته های جنبش و حق واقعی مردم کوتاه نیامدی و در تمام مراحل سخت و دشواری که پشت سر گذاشتیم، همواره با غم و شادی جنبش سبزهمراه بودی و همیشه ما را چون پدری مهربان و رهبری هوشمند هدایت کردی و قوت قلب ما بودی، و خود نیز هزینه ها دادی...سپاسگزاریم.

میر حسین عزیز، نتیجه ی این تلاطم یکساله این شد که برای همیشه در قلب های ما ماندگار شدی و بی شک نامت در تاریخ در زمره ی دلاور مردان آزاده ی ایران زمین، در کنار ستارخان ها و باقرخان ها، و دیگر شیرمردان ایران، جاویدان خواهد ماند.

میر حسین بزرگوار! کلامت، صدایت، چهره ات، و قلم ات همواره روشنی بخش و قوت قلب جنبش سبز بوده و هست و خواهد بود.

پاینده باشی مرد...


هوا دلپذیر شد گل از خاک بردمید ... پرستو بازگشت زد نغمه ی امید

به جوش آمدست خون درون رگ گیاه ... بهار خجسته فال، خرامان رسد ز راه

به خویشان، به دوستان، به یاران آشنا... به مردان تیز خشم که پیکار می کنند

به آنان که با قلم، تباهی دهر را، به چشم جهانیان، پدیدار می کنند،

بهاران خجسته باد! بهاران خجسته باد!

و این بند بندگی و این بار ظلم و جهل، به سرتاسر جهان، به هر صورتی که هست،

نگون و گسسته باد! نگون و گسسته باد

پنجشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۸

میرحسین: سال آینده را باید سال صبر و استقامت بدانیم و بنامیم

در پی ممانعت دولت دهم از برگزاری کنگره دوازدهم جبهه مشارکت، اعضای شورای مرکزی و دفتر سیاسی و تعدادی از جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی با میرحسین موسوی دیدار و تبادل نظر کردند. (24 اسفند 1388)

متن زیر خلاصه ی سخنان میرحسین موسوی در این دیدار است:

مردم اگر تحت فشار نباشند و این تشکلات مردمی امکان فعالیت داشته باشند لازم نیست مردم به خیابان ها بیایند و اگر در خیابان ها هم حق انها پایمال نشود و خشونت اعمال نشود مردم آرامش خود را حفظ می کنند.

حقیقت این است که در چند سال اخیر مدام از حربه ارتباط با بیگانه برای انفعال و سرکوب مردم و نیروهای متفکر جامعه استفاده شده و این باید روشن شود.

مخالفان راجع به وقایع و جریانات پس از انتخابات یک افسانه ساخته اند و ظاهرا خودشان هم این افسانه را باور کرده اند و افراد و احزاب را با قلب اطلاعات در جایگاه هایی که می خواهند می نشانند.

تلاش کنیم نشان دهیم که این حرکت و جنبش یقینا وابسته به بیگانه نیست، منافاتی با دین ندارد، در راستای زنده کردن قانون اساسی و احیا اسلام رحمانی است.

ما باید ریشه های حرکت مردم و جنبش سبز را نشان دهیم و اینکه ریشه این حرکت در انقلاب اسلامی و حتی قبل از آن در جنبش مشروطیت است و این حرکت مخالف با اسلام نیست و برآمده از باورهای دینی مردم و ظلم ستیزی آنهاست . برآمده از قانون اساسی ماست که میراث گرانسنگ انقلاب و خونبهای هزاران هزار شهید است.

معمولا درکشورها باید از فعالیت احزاب و تشکیلات استقبال شود تا مشکلات کشور را از طریق آنها پیگیری و با تکیه بر خرد جمعی حل و فصل کنند . در واقع تشکل های غیر دولتی و احزاب رابط مردم و دولت هستند.

متاسفانه در این نه ماه تمام این مسائل زیر پا گذاشته شده و بیشترین خسارت متوجه مردم شده است به خاطر خشونت بسیار زیاد خیابانی.

مردم بدنبال استیفای حقوق خودشان هستند و آنچه در این نه ماه اتفاق افتاده است ناشی از هجمه و هجوم نیروهای دولتی به مردم بوده و آنها از این ناحیه خسارت بسیار دیده اند. یک دلیل آن راهپیمایی ۲۵ خرداد است که در آن راهپیمایی مردم مراقب شعارهای خود و مراقب همدیگر بودند، هرچند متاسفانه حادثه تلخ آخر آن پیش آمد. اوج حضور مردم راهپیمایی در روز ۲۵ خرداد بود که باید تاکید و تکرار زیادی روی آن کرد و نگذاشت به فراموشی سپرده شود، نوع اجتماع و حرکت مردم در آنروز نشانگر نظم و نشاط و مراقبت بود و مردم مراقب شعارهای خود و مواطی همدیگر بودند و متاسفانه آن حادثه تلخی که در انتها رخ داد آنروز پرشکوه را تلخ کرد اما باید بیش از این به این واقعه و روز پرداخت تا ماهیت مردمی و سبز این جنبش برای همگان و آیندگان روشن شود.

مراقب باشید! می خواهند مردم را دچار انفعال کنند و بین مردم فاصله بیندازند.

هرکاری ما بکنیم ممکن است روس ها یا انگلیسی ها اظهار خوشحالی کنند و اگر اینطور باشد پس ما نباید کاری بکنیم؟ نه، ما باید رفتار خود را بگونه ای تنظیم کنیم که درست باشد و به این اتهامات توجه نکنیم. ما نباید بر اساس خوش حالی و بد حالی بقیه، کارها و برنامه های خود را تنظیم کنیم، ما باید کار خود را بکنیم .

ما می خواهیم روابط خارجی را با توجه به مصالح خویش پیش ببریم، نه اینکه در هر سخنرانی برای خود کلی دشمن بتراشیم و یک دوست برای خود باقی نگذاریم.

نباید این همه ماجراجویی کرد. یکی از نعمت هایی که انقلاب اسلامی برای ما آورده است استقلال ماست و ما نباید اینرا از دست بدهیم . البته ما مسائلی با جهان خارج داریم ، با آمریکا و اروپا ، اما روابط خارجی مان را باید بگونه ای شکل دهیم که در جهت تامین منافع و امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی و رشد و توسعه کشور باشد.

ما نباید این حالت تعادل را چون زیر فشار هستیم از دست بدهیم . حقیقت این است که در چند سال اخیر مدام از حربه ارتباط با بیگانه برای انفعال و سرکوب مردم و نیروهای متفکر جامعه استفاده شده و این باید روشن شود.

اطلاعات رسیده بما می گوید که مخالفان راجع به وقایع و جریانات پس از انتخابات یک افسانه ساخته اند و ظاهرا خودشان هم این افسانه را باور کرده اند ..

جنبش سبز منادی زنده کردن قانون اساسی و احیاء اسلام رحمانی.

این میثاق ملی مجموعه و منظومه ای بهم پیوسته از اصول است که با هم معنا دارد و مردم به این مجموعه رای داده اند و همه آنها باید با هم اجرا شود نه اینکه بخشی از آن را برداریم و سوء استفاده کنیم و به بخش های دیگر هیچ توجهی نکنیم .

در این شرایط همه ما باید باید از تکیه بر نخبه ها فراتر رویم و به گروههای مرجع دیگر و تاثیر گذارجامعه متوجه شویم ، باید به سمت معلمان ، کارگران و اقشار مختلف برویم و مسائل را برای آنها توضیح دهیم و اگر فراگیری هرچه بیشتر امواج حق خواهی رامی خواهیم باید این ندا به گوش همه اقشار جامعه برسد .

باید به مردم نشان دهیم که برای کم شدن فشار اقتصادی، برای ثبات زندگی، برای کاهش طلاق و بسیاری مشکلات دیگرو کاهش اسیب های اجتماعی باید به اصول قانون اساسی برگشت. این را مردم باید حس کنند. نباید حس کنند این جنبش فقط در رای مردم خلاصه شده است و تنها خشم ناشی از پایمال شدن رای شان است.

سال آینده سال صبر و استقامت ماست راه حل در آزادی های قانونی است .

اگر روزنامه ها رانبسته بودند، اگر محدودیت ایجاد نکرده بودند، اگر فضا را کمی باز گذاشته بودند، مردم خیابان ها را خالی می کردند، اگر این آزادی های حداقلی را داده بودند هم دولت قوی تر بود هم مجلس و در مجموع ارکان قوی تری داشتیم.

این ناراحت کننده است که قوه قضاییه که قرار بود مستقل باشد و هیچ کس نتواند برآن اعمال نظر کند، اکنون چنین وضعی داشته باشد که اطلاعات و سپاه به او دستور دهند که چه کسی را بگیر، چه کسی را ازاد کن، و فلان حکم را بده

احساس من نسبت به آینده این است که حرکتی که آغاز شده برگشت ناپذیر است، ما هیچ وقت به یکسال گذشته بر نخواهیم گشت، این تغییر ایده ها را باید غنیمت شمرد.

جنبش سبز چیزی برای خود نمی خواهد

من به آینده بسیار امیدوارم، باید به مردم صبر و امید را منتقل کرد، سال آینده را باید سال صبر و استقامت بدانیم و بنامیم. سال استقامت بر اهداف جنبش سبز تا به نتیجه رسیدن .

مهدی کروبی: مگر این نظام ملک طلق افرادی خاص است که هرکاری دلشان خواست بکنند

مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتمادملی و از رهبران جنبش اصلاحات، امروز در دیدار اعضای شورای مرکزی، دفتر سیاسی و شاخه جوانان جبهه مشارکت، ضمن یادآوری کشتار، بازداشتها و حوادث خونین بعد از انتخابات ریاست جمهوری و«تلخ» خواندن سالی که گذشت، مجددا تاکید کرد:« بنده اعلام می کنم که این دولت مستقر است و مسئولیت دارد و باید پاسخگوی مردم باشد هر چند مشروعیت ندارد و قانونی نیست چون رای مردم را نگرفته است ».

گزیده ای از سخنان شیخ مهدی کروبی:

مگر این نظام ملک طلق افرادی خاص است که هرکاری دلشان خواست بکنند و امنیت روحی و روانی و مادی را از دیگران سلب کنند؟ و آدم از اینها نتاثر و متاسف می شود .

اگر در زمان شاه شعبون بی مخ، دیگران را می زد از اراذل و اوباش بود اما اینها با همان عمل، حزب الله هستند؟ واقعا آدم متاثر و متاسف می شود که اینها از همه مفاهیم و معانی دینی استفاده ابزاری می کنند و آنها را وارونه نشان می دهند و با این روشها جمهوری اسلامی با آن پشتوانه عظیم مردمی به این روز سیاه افتاده است .

برای اینکه معلوم شود حق با کیست و اکثریت مردم با کدام نظر و دیدگاه همراهی دارند اجازه بدهند ما یک تجمع و راهپیمایی برگزار کنیم . بله با زور و قلدری می شود مردم را ساکت و کنترل کرد اما اداره نه .

در زمان انقلاب که بی بی سی اخبار را انتشار می داد و بگونه ای به پیشبرد انقلاب کمک می کرد اشکالی نداشت اما حالا انتشار اخبار اشکال دارد؟ اگر اینگونه استدلال شود پس باید حق را به شاه داد که می گفت انقلاب را بی بی سی راه انداخت و وحدت ارتجاع سرخ و سیاه ، چطور حرفهای شاه نادرست بود اما حرفهایی که با همان منطوق و محتوا از زبان شما گفته می شود درست است؟

ما اعلام کرده و می کنیم که خواستار اجرای همین قانون اساسی هستیم چون خیلی ظرفیت دارد که مغفول مانده است و برخی اصول و بطور خاص اصولی که در فصل حقوق ملت آمده است در اجرا به فراموشی سپرده شده است منتهی آقایان می خواهند با عدول از قانون و با تکیه بر زور و چماق و تهمت امور را به پیش ببرند تا قدرتشان حفظ شود .

چهارشنبه، اسفند ۱۲، ۱۳۸۸

گزیده ای از سخنان اخیر سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق

● گروههای تندی هستند که نمی خواهند تفاهمی در جامعه شکل بگیرد.

● این مساله مهم است که از مردم صحبت کنیم، نه اینکه از طرف مردم حرف خودمان را بزنیم.

● نباید چون دشمن داریم، در دنیا ماجراجویانه عمل کنیم و مواضع و حرف هایی بزنیم که ریشه در اصل انقلاب و اسلام نداشته باشد و هزینه های زیادی به بار بیاورد.

● ترور و تروریسم به هر صورتی محکوم است؛ تروریست باید جواب جنایت های خودش را بدهد.

● مبنا و پایه ی این نظام، رضایت مردم است.

● بسط ید، فقط قدرت مادی و نظامی و امنیتی داشتن نیست، بسط ید، یعنی رضایت مردم. یعنی اگر مردم خواستند. علی (ع) هم با همه شایستگی هایی که دارد اِعمال حق می کند و اگر مردم نخواستند کنار می کشد و چیزی را بر مردم تحمیل نمی کند، با اینکه شایسته ترین انسان برای حکومت است و این شایستگی را خدا و رسول او نیز تایید و اعلام کرده اند.

● ما هر چه داریم، چه قدرت، چه امکانات اقتصادی، علمی، تبلیغاتی، و نظامی – امنیتی، همه را از مردم به دست آورده ایم. ما امانت دار مردم هستیم. نمی شود هیچ کدام از این ها را علیه مردم بکار برد، این خلاف امانت داری است که باید به آن توجه لازم را داشت.

● چرا صدا و سیمای ما باید فقط القا کننده ی یک جریان محدود فکری باشد؟

● هر تهمتی به اصلاح طلبان و چهره ها و دلسوزان انقلاب می زنند و حتا امکان این وجود ندارد که افرادی که مورد توهین قرار گرفته اند بتوانند از خود دفاع کنند؟ در حالی که رسانه ی ملی باید در اختیار همه ی افکار و اندیشه هایی که در چارچوب نظام قرار گرفته اند باشد.

● ما همه ی حرفمان این بوده و هست که باید برای حکومت، الگو بسازیم، و البته الگو این است که به برکت اسلام، محور و مدار، مردمند، میزان رای ملت است، حکومت، هیچ هویتی جز اینکه بر آمده از رای مردم است ندارد و در مقابلِ مردم مسوول است.

پنجشنبه، بهمن ۰۸، ۱۳۸۸

چرا کوروش بزرگ بود؟


تابلویی که می بینید، اثر «وینسنت لوپز» نقاش اسپانیایی قرن 18 و روایت کننده ی یکی از داستان های تاریخ ایران باستان است.

در لغت نامه ی دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «گزنفون» آمده است که:

هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می کردند. در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته آ که همسرش به نام « آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود.

چون وصف زیبایی پانته آ را به کورش گفتند ، کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند. و حتا هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس اینکه به او دل ببازد، نپذیرفت. پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد.


اما اراسپ خود عاشق پانته آ گشت و خواست از او کام بگیرد، بناچار پانته آ از کورش کمک خواست.. کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازای از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند.

هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.
می گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: «سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند ونیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.»
آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته آ بر سر جنازه ی او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، سینه ی خود را درید و در کنار جسد همسر به خاک افتاد.

و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود ، خود را کشت.

هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد. از این روی اگر در تصویر دقت کنید دو جنازه ی زن می بینید و یک مرد و باقی داستان که در تابلو مشخص است.و بدینگونه است که کسی با نیکنامی در تاریخ جاودانه می شود.



جمعه، بهمن ۰۲، ۱۳۸۸

چهار راز رسیدن به شادی و آرامش

راز اول: با خدا ارتباط برقرار کنید

راز دوم: از آنچه هستید راضی باشید

راز سوم: مثبت فکر کنید

راز چهارم: بر ارامش درونی تمرکز کنید

..................................................................................................................................................................

مثبت فکر کنید:

یاد بگیرید که احساس هایتان را از طریق افکار مثبت مهار کنید. به دقت افکارتان را زیر نظر بگیرید و هنگامی که یک فکر منفی هجوم می آورد خودتان را وارسی و به جای آن یک فکر مثبت جایگزین کنید.

ذهن مثبت، افکار مثبت را به خود جلب می کند (قانون جذب). به خاطر داشته باشید که جهان کائنات به نیات ما پاسخ می دهد. افکار و عقاید ما به صورت انرژی از وجودمان ساطع می شود. راز توفیق، آن است که میزان انرژی خود را در جهت مثبت و صعودی افزایش دهیم و برای خود و دیگران همیشه بهترین ها را بخواهیم، چرا که حتی اگر در مورد دیگران نیت بد و منفی داشته باشیم آثار مخرب آن گریبانگیر خودمان می شود.

چه زیباست که بهترین نیات و آرزوها و افکار را برای خود و دیگران داشته باشیم تا به اوج آرامش و شادی برسیم. راز توفیق آن است که میزان انرژی خود را در جهت مثبت و صعودی افزایش دهیم و برای خود و دیگران همیشه بهترین ها را بخواهیم.

.....................................................................................................................................................................

بر آرامش درونی تمرکز کنیم:

در دل توفان هم آرامش نهفته است. مهم نیست که در هر زمانی چه اتفاقی بیفتد، هرچه مسائل به نظر، مشکل و پردردسر بیاید و هر چه قدر که بخواهیم کارهای زیادی را در آن واحد انجام دهیم، باید فقط به خلوتگاه درون خویش برگردیم و آرامش درونی پیدا کنیم. برای دسترسی به خلوتگاه درونی، چشم هایتان را ببندید و روشنایی آرام و ملایمی را دردرون خود تصور کنید؛ این فضا جایی است که ضربان قلب شما به فرمان شما آرام می تپد. به آن جا بروید و از دور دست، استاد معنویتان از راه می رسد و در گوشتان زمزمه می کند: «هر جا می توانید، در هر چه می توانید، به هر شکل که می توانید، هر وقت که می توانید، به همه ی اشخاصی که می توانید، و تا زمانی که می توانید، خوبی کنید» نور سفیدی فضای دلتان را آرام می کند؛ سپس بر این آرامش حاصل شده تمرکز کنید.


منبع : روزنامه آفتاب یزد، شماره 2831